خوابم به چشم باز نمي آيد
اندوهگين و غمزده ميگويم
شايد ز روي ناز نمي آيد
***
مغروق اين جواني معصومم
مغروق لحظه هاي فراموشي
مغروق اين سلام نوازشبار
در بوسه و نگار و هم آغوشي
***
مي خواهمش در اين شب تنهايي
با ديدگان گمشده در ديدار
بادرد، درد ساكت زيبايي
سرشار،از تمامي خود سرشار
***
مي خواهمش كه بفشردم بر خويش
بر خويش بفشرد من شيدا را
بر هستيم بپيچد،پيچد سخت
آن بازوان گرم وتوانا را
***
در آسمان روشن چشمانش
بينم ستاره هاي تمنا را
در بوسه هاي پر شررش جويم
لذات آتشين هوسها را...
فروغ فرخزاد
توگل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری
نه از آن پاکتری...
تو بهاری،نه!
بهاران از توست...
ازتو میگیرد وام
هر بهار این همه زیبایی را!
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ وبهارانم تو!...
برهنه٬ جایی نزدیک آب کمرت را برسان به شن ها و چشمهایت را ببند ...
یک بار هم که شده جایی بخواب که آب برود زیرت ...!
چشمهایت را که بستی٬ سرت را بسپار به سرگیجه و گوشهایت را بدوز به صدای موج .. .
آب می رود زیرت و قاعده اش این است که هر بار بر می گردد٬ بگذاری تکه از وجودت را ببرد ..
تکه از دلت را ..
دریا دلی
شاید
همین باشد ...
با آن کشتیش...!
با كساني كه مثلا همه شان خوب بودند!
آدم ها و حواهاي باقي مانده...
آدم ها و حواهاي خوب!
با ايمان!
كه دزدي نميكردند!
كسي را نميكشتند!
نمي جنگيدند!
.
.
.
ما هم از نسل همان هاييم ديگر !
نه؟
1.دوستت دارم، نه بخاطر شخصیت تو ،بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.
2.هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.
3.اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
4.دوست واقعی کسی است که دستهای تو را نگیرد ولی قلب تو را لمس کند.
5.بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگذ به او نخواهی رسید.
6.هرگز لبخند را ترک نکن ،حتی وقتی ناراحتی،چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو بشود.
7.تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.
8.هرگز وقت خود را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند،
نگذران.
9.شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را. به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی.
10.به چیزی که گذشت غم نخور ،به آنچه که پس از آن آمد لبخند بزن.
11.همیشه افرادی هستند که ترا می آزارند.با این حال همواره به دیگران اعتماد کن . فقط مواظب باش ،به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.
12.خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی،قبل از اینکه کس دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تورا بشناسد.
13.زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتند که انتظارش را نداری
پسري يه دختري رو خيلي دوست داشت که توي يه سي دی فروشي کار ميکرد.
اما به دخترک در مورد عشقش هيچي نگفت.
هر روز به اون فروشگاه ميرفت و يک سي دي مي خريد فقط بخاطر صحبت کردن با اون...
بعد از يک ماه پسرک مرد...
وقتي دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک ديد که تمامي سي دي ها باز نشده... دخترک گريه کرد و گريه کرد تا مرد...
ميدوني چرا گريه ميکرد؟
چون تمام نامه هاي عاشقانه اش رو توي جعبه سي دي ميگذاشت و به پسرک ميداد![]()
دوستت دارم
گاه باید به او اسیب رسد
For people to be more sensitive to feeling
تا با احساس تر شود
Sometimes it takes doubt
گاه باید در شک و تردید باشد
For people to trust one another
تا به دیگری اطمینان کند
Sometimes it takes seclusion
گاه باید در گوشه ای تنها بماند
For people to find out who they really are
تا واقعیت وجود خود را بشناسد
من
پسرک عاشقی را می شناسم
که در آغوشم آرام می گیرد
در خیالم زندگی میکند
در دستانم گل می گذارد
و بر تمامیت من بوسه می زند...
چشم هایش که بی تردید و شفاف
نگاهم کرده است ساعت ها
بر جای جای روحم
آواز سر داده اند
ومن
سرشارم از او
خالی شده ام ز خود
ز پوچی
ز تنهایی
سروده است مرا
چه نرم
و چه نازک
و من
دخترکی میشوم
در دستان نوازشگر او
می سراید مرا
می نوازد مرا
می نشاند مرا
در عمیق ترین زوایای ذهنم
آنجا که دیگر
من هستم و او...
امروز تولدته
مبارک
کاش پیشت بودم...!
دور از تو بوی یک کلام عاشقانه نیست
نای و نوای خواندن شعر و ترانه نیست
سرمست در کنار تو اما چو میروی
آن ناز و عشوه های همه دخترانه نیست
تنها دلیل شعر و غزل های من تویی
دور از تو یک دلیل و فقط یک بهانه نیست
اینجا ستاره های خدا هم غریبه اند
نوری که می دهند دگر شاعرانه نیست
آنجا چگونه است؟نگو شاد و سرخوشی
احساس می کنم که ز شادی نشانه نیست
آقایان!
همین دختر وپسر شما که متهمشان میکنید به فساد و انحراف فکری یعنی به اندازه شما حقیقت را نمی توانند بفهمند؟
من دختر تو بودم!
راه هايي كه به من نشان دادي ، شكل زندگي كه به من ارائه كردي،اين است:
نرو ، نكن، نبين، نگو ، نفهم، احساس نكن، ننويس،نخوان،نه نه نه...!
اينكه همش "نه" شد،من به دنبال دين "آري" هستم!
كتابي براي "نخواندن"!
قرآني كه تو به آن معتقدي به چه كار من مي آيد؟
من نمي دانم در آن چه هست و تو خودت هم نيداي تويش چيست!
تو مرتب مي چسبانيش بچشمت و به سينه ات و به پهلويت و به قنداق بچه ات و به بازو ي داداشت و به بالش مريضت. وقتي هم از خانه ات بيرون مي روي چند جمله از آن را به در خانه ات پف ميكني!
من يك قفل فني و محكمي مي خرم كه اصلا نيازي به پف نداشته باشد!
نسخه هايي از آن را هم به گردن مريضت يا گاوت مي آويزي!
من مي روم واكسن مي زنم و از دكتر متخصص نسخه ميگيرم!
بنابراين به "قرآن تو" نيازي ندارم!
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي
بوسه يعني آتش و گرماي تب
بوسه يعني وصل جانها از دو لب
عشقی مقدسی که به دل می نگارمت
آوازه ای خوشی که سراپا صداقتی
تا آخرین نفس به خدا دوست دارمت
ای ناجی دل و نفس و روح و جان من
هر قیمتی که قلب تو گوید بخواهمت
از هرم عشق توست که من مست و سرخوشم
دلتنگم و ز آن به سینه می فشارمت
اون دقایق پریدن اون رسیدن اون رهایی
عشقتو بهونه کردی قلبمو دیوونه کردی
حالا من تو آسمونم بد جوری شدم هوایی
یه سالی میشه که دستام دیگه تنها نمیمونه
خیلی خوب بودی تو با من خیلی خوب بودی خدایی
چندباری ترسیده بودم از زمونه خوب میدونم
چندباری ترسیدم اما فهمیدم که با وفایی
وقتی هستی ام دلم تنگ میشه باز برات ستاره
حالا هم نیستی بیای پیشم بیا پیشم کجایی؟
Be quiet
hooosh..sh..sh
please be quiet I am thinking now
I am thinking about you
about myself
about my life that how much you are important for me
I am thinking that if you didn t come to my heart
if I didn t LOVE you
if you didn t LOVE me
if we didn t be happy when we were together
what happened?
I don t know and I ll not know
they aren t important
NOW
I LOVE YOU
این سو دست ها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق!
به راستی آخر این داستان چگونه است؟
تلخ یا شیرین؟
سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگیمان؟
چه زیباست لحظه ای که من به سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به آرزوی خود!!
چه زیباست لحظه ای که سرنوشت با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد.
چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی.
این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم و آن سوی زندگی
یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود!
آیا ما به هم می رسیم یا نمی رسیم؟
از فردیت خود دست شستن با گوش دیگری شنیدن با چشم دیگری دیدن... معنا ی عشق همین است.
لحظه دیدار نزدیک است باز من دیوانه ِ مستم باز می لرزد دلم ِ دستم باز گویی در هوای دیگری هستم های نخراش به غفلت گونه ام را تیغ! های نپریشی صفای زلفکم را ِدست ! آبرویم را نریزی ِ دل ! لحظه دیدار نزدیک است.
نترس از اینکه عاشق می شوی با دل و جان عشق خشنود کننده ترین و زیبا ترین احساس دنیاست
















